اینکه صبحتو با یه بوسه و زمزمه ی "تولدت مبارک" شروع کنی و همزمان دخترک وروجکت نتونه راز خودش و پدرش رو نگه داره و با ذوق بهت بگه قراره ناهار بریم رستوران و من رو سورپرایز کنن...خب حس گرم و شاد و دلنشینی داره ،حتی اگه یه روز قبل از روز تولدواقعیم که فرداست،همه ی این اتفاقات بیفته...

برام دعا کنید همه چیز خوب بمونه ...تو اوج شادی نگران اون آدمهایی هستم که مثل دیشب تو زندگیمون آتیش به پا کردن و خودشون برای ادای "نذر"شون!!!!!!! رفتن و شیرینی و شربت پخش کردن و لابد شب با دلی مالامال از شادی و خلوص نیت به خودشون گفتن امسال هم جزو بهترین بنده های خدا قرار گرفتیم و هر چی که میخوایم حتما نصیبمون میکنه!!!در حالیکه ما تو خونه مون بحث و دلخوری داشتیم و من داشتم با اشک به این فکر میکردم که آدما چجوری میتونن تو یه زندگی که با خونِ دل تازه داره پا میگیره اختلاف به پا کنن اونا خوشحال از ثواب و کار خیرشون با رضایت سر روی بالش گذاشتن و خوابیدن ...برام دعا کنید محتاج دعای تک تکتونم .....