وسط مهمونی ، تو گومب گومب و اوپس اوپس و نور و جیغ جیغ دخترا یه دفعه گوشی به دست از جاش بلند میشه و میدوه میره بیرون 

میفهمم از محل کارشه،خب از ازونا هر کی که زنگ بزنه اوپس اوپس و مهمونی و جیغ و کف و سوت و هورا جیزه!!

میاد بالا میگه فلانی بود!شاخ درمیارم!

این جناب فلانی(یکی از اقوام تقریبا نزدیک "د") کله ی نسبتا بزرگی دارند به همین خاطر میشود بهشان گفت کله گنده!البته ظاهرشان نشان نمیدهد که خرشان همچون بنز میرود

در عرض همین شش هفت سال اخیر خانه ی چهارملیاردی به جای خانه ی اوقافی و ماشین های!!!!!! فلان و ویلای بهمان!!!!! ومسافرت های آنچنان و البته خدای نکرده فکر بد نکنید سالی یکی دوبار مکه رفتن سرجایش است هااا!!! صد البته در مهمانیهایشان اگر زرنگ باشی و نامه ای دستت بگیری و دور یکی از میزها بچرخی و فقط یکی دونفرشان زیر نامه ات امضا کنند کارت خود به خود راه می افتد و حالش را میبری!

 حالا چرا ایشون تماس گرفته بودن؟

برای گرفتن سهمیه فلان جا...

من هم در خیالاتم مطمئن بودم که جناب کله بزرگ موفق شدن و سهمیه را دریافت کردن پرسیدم:خب واسه کِی گرفت؟

"د" گفت :نه بابا واسه خودش نمیخواست که واسه هرازی اینا میخواست که سهمیه فعلا کلهم متعلق به ب س ی ج ه منم بهش گفتم نمیشه !!!!

شاخ در آوردم و گفتم: یعنی همه ش مال ب س ی ج ه؟؟؟؟؟

_بعله!همه ش !

_چرا اونوقت؟؟؟خود شماها چی؟؟؟؟

_خب دیگه چرا نداره یعنی تو خودت چراشو نمیدونی؟؟

همینجور که حرص میخورم تو دلم میگم خب به هر حال منفعتی داره برای محل کار "د"!!! حتما!!

بعد به زبونش میارم!

میخنده و میگه :نه بابا مجانی سهمیه گرفتن تازه یکی 200 _300 هزار تومن هم هدیه میگیرن البته نه از ما از همونا که براشون کُلِ سهمیه رو گرفتن!

کفرم در اومده بعد با خودم هی میگم :خب پس هی تو هر مراسم با خودت نگو چرا انقدر اینا زیادن !!تو بودی با این همه مزایا چیکار میکردی؟بعد هی میگم عمراااا باهزار تا بیشترش هم نمیرفتم قاطیشون ....ولی خب یه رابطه ی متقابله....واسه هم سود دارن دیگه ...میصرفه واسشون!!بعدشم یه سری کارا میکنن که باید از این پاداشا نصیبشون بشه تا صداشون درنیاد دیگه...همینجور که دارم واسه خودم میبافم و خودمو قانع میکنم کمتر حرص بخورم 

دوباره تلفن و شلیک شدن "د" به بیرون و...

میاد بالا  میگه کله بزرگ گفته واسشون کارت عضویت ب س ی ج جور میکنه!!!!!!! میگه بهشون سهمیه بده!!!منتها بگو خانواده ش پوشش شون رو رعایت کنن!!!!!!!!!

ناخودآگاه یاد دخترای هرازی میافتم توی مهمونیا، با اون دامنای یه وجبی و هیکلای باربی و تن و بدن برنزه شون ( که با دختر همین جناب کله بزرگ ساحل نزذیک  ویلا برنزه نمودنش) 

بعد بخوان پوشش رو رعایت کنن!!!!!! و با این جمع یه جا باشن و.... خب کارت دارن دیگه کیه که حرف بزنه...

اولش خنده م میگیره ولی بعد فکر میکنم خب پس بده بستونشون هم عادلانه نیست همچین!!! به خودشونم رحم ندارن انگار!!! قضیه قضیه ی زوره!هر کی زورش بیشتر کِیفش کوک تر!

هنوزم از تصور دوتا داف جناب هرازی وسط گروهی که سایه اینجور دافها رو با تیر میزنن به خنده م میندازه و هراز گاهی میپرسم جووووونِ من میخوای به هرازی اینا سهمیه بدی و  بفرستی برن؟؟؟؟؟
میخنده و میگه :چه میدونم والا...

 

بعدا نوشت:فک کنم یه کم زیادی در لفافه بود سعی کردم واضحترش کنم امیدوارم قابل درک شده باشه...خلاصه که چکیده ی مطلب این بود که "خر بعضی ها بد جوری بنز است لامصب!!!."