تصمیم داشتم برای تولد دخترکم پست خوبی بنویسم اما ...این روزها اتفاقی افتاده (البته نه در زندگی شخصی ام ) و یکی از عزیزترینهایم مشکلی پیدا کرده که اصلا تمرکز کافی برای نوشتن ندارم ...دو روز است که تمام فکر و ذکرم را مشغول کرده ...

امروز تولد دخترک من است! روزی که هر سال با به یادآوری خاطرات بدم به من زیاد خوش نمیگذشت اما امسال متفاوت بود
به دلیل تصمیممان مبنی بر تغییر دکوراسیونِ کلیِ اتاق خوابش ، جشن تولد نگرفتیم!

دیشب یک جشن کوچک سه نفره داشتیم و من برای اولین بار سعی کردم یاد خاطرات خوب روز تولد دخترم بیفتم و شب خوبی را گذراندیم خدا را شکر!

و صد البته اگر مشکل مذکور نبود شاید شادی ام تکمیل میشد

خداوند را برای داشتن دخترکم شاکرم  و امیدوارم مادر لایقی برایش باشم



پ.ن:
دوستان مهربان و خوش قلبم از مدیر وبلاگی کامنت خصوصی داشتم و 
از شما میخواهم 
به اینجا بروید واگر کسی را میشناسید به این دوست عزیز معرفی کنید