هوای این موقع از مهر رو دوست دارم 

نیمه ی دوم مهر

انگار پاییز نونهال داره یواش یواش قد میکشه و هیچ بویی از تابستون نداره تو خودش 

کم کم تو نسیمش بوی ناب پاییزیه که میاد و همه ی وجودت رو نوازش میکنه 

ممکنه یکدفعه با خودش ببرتت به سالهای دور ممکنه نم اشکی بیاره توی چشمت یا یه لبخند گرم رو مهمون لبات کنه 

پنجره رو باز کردم و روی تخت نشستم و بی هدف به بیرون خیره شدم

گوش میکنم به صداهای بیرون از خونه

نسیم خنک میاد و از انگشتهای پا شروع میکنه به نوازش

کم کم یه لرزش خفیف میاد زیر پوستم که میدونم دلیلش خوردن روزی 8تا آنتی بیوتیک  و کم کردن 4 کیلو وزن توی یک هفته ست وگرنه هوا هنوز هم دلچسبه و سرما اذیت کننده نیست

بهش اهمیت نمیدم و یه نفس عمیق میکشم 

دلم میخواد هر چی بوی ناب پاییزه ببلعم و پر بشم از حس خوب سرزندگی 

لااقل امسال ،"این روز"، خودم رو اذیت نمیکنم و به خاطر حماقت سرزنش نمیکنم 

خودم رو سپردم به دست زمان ...

بعد از این چه خواهد شد؟!...

امروز نهمین سال از زندگی مشترک ما تموم میشه...

شاید "دهه ی سخت" گذشته و بعد از این نوبت آرامش ماست...

تلفن رو جواب میدم ... "د" پشت خط خبر میده که توی "ت ک م ی ل_ظ رف ی ت_ ک ا ر ش ن اس ی_ ا ر ش د"  پذیرفته شده 

بهش تبریک میگم 

خب این اتفاق خوب رو میشه به فال نیک گرفت ...شاید "دهه ی سختی" گذشته ...