فیلم باید خوب باشه باید انقدر خوب باشه که میخکوب بشی اصلا و دخترک برای اینکه بفهمونه تشنشه یه دونه محکم بکوبه رو زانوت که از جا بپری اصلا!

باید انقدر از خوبیش گفته باشن که حتی تویی که از هفت صبح پشت فرمون بودی و تا 8 شب درگیر خونه تکونی اولیه سال نو با همه ی بی حالیت سر ساعت تو سینما نشسته باشی!

باید انقدر خوب باشه که یادت نباشه چه شکلی بودی اومدی سینما! بعد چراغای سینما که روشن شد مامان تند تند بگرده یه دستمال پیدا کنه از تو کیفش و بگه مجبوری ریمل بزنی این ریختی بشی !دخترکت هم بخنده بگه مامان برف سیاه اومده تو صورتت!

باید انقدر روحیه تو نرم کنه که میای یه قسمتشو یادآوری کنی توی ماشین یهو صدات بلرزه و همگی سکوت کنید!

باید وقتی که تموم شد برگردی و در نهایت تعجب نم اشک رو تو صورت مردی ببینی که تا همین چند وقت پیش فکر میکردی یه تکه سنگه 

باید تمام مدت با تک تک سکانسهاش زندگی کنی اصلا ،یه جوری که وقتی شب میرسی خونه دلت بخواد پتو قهوه ای چهارخونه ی "سهیل" رو بکشی روت و بخوابی!

فیلم باید همه تونو ببره تو فکر...اصلا باید غرقتون کنه حتی اگه اندازه ی یه حوض باشه

 

 

 

پ.ن:این چند روز مدام تعریفش رو میشنیدم سحر هم گفته بود که عالیه شک نداشتم واسه رفتن و دیدنش خوشحالم که با همه ی ضعف و حال بدم تنبلی نکردم و لذت دیدنش رو از خودم دریغ نکردم