نشسته روبرویم و محکم ازعقیده اش دفاع میکند:

_مردها میتوانند با صد زن ارتباط داشته باشند اما فقط یکی از آن صد زن را دوست داشته باشند!و این طبیعت مردهاست!!اما یک زن فقط و فقط میتواند با یک نفر باشد و اگر آن یک نفر را دوست نداشته باشد عین روسپیگریست!!

فقط و فقط میخواهم تائیدش کنم هر چه بگوید همان است اصلا بیاید بگوید همین حالا که خورشید در آسمان است نشان شب است هم من حاضرم هر کجا که لازم باشد شهادت دهم خورشید شبها طلوع میکند!

نگاهم میکند و میپرسد:اینو قبول داری؟

_آره قبول دارم!

و رسما میشوم دلیل سرزنشهای "آرام"(دوست و همراه آن روزهایم)که مدام در گوشم میگوید دختره ی روانی تو واقعا اینو قبول داری؟پس چرا تا از یه دختر دیگه حرف بزنه از زور حسادت میخوای بمیری !هان؟دیوونه ای؟آخه چرا کنار اون اصلا خودتو یادت میره ؟مجسمه ای؟عروسکی؟آخه چرا از خودت اختیار و عقیده نداری تو ؟

و من فقط و فقط میگویم:نمیدونم آرام ...نمیتونی درک کنی ...نمیتونم مخالفت کنم ....اصلا هیچی هیچی هیچی برام مهم نیست وقتی کنارشم حالا اصلا بیاد و بگه ماست سیاه!به درک ...اگه اون بخواد همه سفیدهای دنیا رو سیاه میبینم 

و خب یک "خیلی خری عسل" نصیبم میشود آخر!

.

.

.

.

یازده سال بعد روبروی مونس نشسته ام 

میگویم:مرد و زن نداره!هر کدومشون میتونه با صد نفر بخوابه و عاشق یکی بشه اما 

این دلیل بر هرزه بودنِ زن و طبیعت مرد نیست!

او هم تائید میکند که همین عقیده را دارد

که اگر معنایش هرزگیست به هر دویشان این کلمه میچسبد!چه مرد و چه زن!

میگویم :برای من تعریف هرزگی چیز دیگریست اصلا!

میان نطق فرهنگی ام میگوید:زهرمار!!اونوقت مینشستی جلوی "او" هر چی فتوا میداد میگفتی همینه و همینه!

سکوت میکنم!

لیوان چای دارچین را میگذارد روی میز جلویم، ظرف مویز و گردو را کمی هل میدهد طرفم، مینشیند و میگوید:من موندم! تو !تو آدمِ "یک کلام" با اینهمه خصوصیاتی که اینهمه آدم رو مینشونی سرجاشون چه جوری لالمونی میگرفتی؟اصلا خودت نبودی تا حالا توی عمرم ندیدم کسی یهو از این رو به اون رو بشه اونهم تو ...آخه تو!!!

نیاز نیست برایش توضیح دهم مونس "خودِ من" را از خودم بهتر تعریف میکند!!!

نگاهش میکنم!نگاهی که فقط او معنی اش را میداند!

نگاهش را میدزدد و میرود به سمت آشپزخانه و با خنده میگوید:دیوااانه!!

و من روی مبل ولو میشوم ذزه ذزه چایم را مزه مزه میکنم و به یاد حرف "آرام" می افتم که آن روزها با حرص میگفت:میدونی چیه ؟هیچیِ تو و "او"  مثل آدمای دیگه نیست!!دوست داشتنتون هم غیر آدمیزادیه اصلا!!

 

 

 

 

 

 

"عنوان دزدیده شده از آلبوم جدید رضا یزدانی"