از برکات این روزهای "مثلا خاص" این است که سرعت اینترنت به وضعی ناجور شخمی شده است و بنده دسترسی به فیسبوک را کلا بی  خیال شده ام

البته یک بار خواستم پررو شوم بایستم و از رو ببرم این سرعت را 

هی صبر هی صبر بعد یک صفحه ای باز شد که گویا صفحه ی من بود یک عکسی آن وسط بود و بقیه چیزها توی هم رفته بودند ناجور

لابد از فرصت استفاده کرده بودند برای خودشان مهمانی ترتیب داده بودند مثلا notificatin ها رفته بودند توی بغل home و friends پیش مسیجها نشسته بودند و داشتند مخشان را میزدند حتما!!و...... الی آخر 

من هم دیدم شده ام خروس بی محل! خیلی آرام آمدم بیرون گفتم دردی که از ما دوا نشد باشد اینها به کیفشان برسند 

خلاصه مطلب اینکه فیسبوک که ندارم! "سریال بازی" هایم هم تقریبا تمام شده !سردرد هم که دارم! دخترک و "د" هم که خوابند! به حد کافی هم وبلاگخوانی و وبلاگ گردی کرده ام ! پس چرا نمیروم مثل بچه ی آدم بخوابم؟؟شما هم اگر فهمیدید مرا خبر کنید!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+راستی گوگل ریدر بمیرد من از کجا بفهمم شماها آپ گشته اید؟فیدلی بی ریخت را هم دوست ندارم!اگر راهی پیدا شد که این امکان بود مثل گوگل ریدر کدی به وبلاگ داد تا آپ شده ها را نشان دهد به من هم خبر دهید !!خدا خیرتان بدهد و از این حرفها!

+مامانمان از سفر بازگشتند و یک جفت کفش برای میهمانیهای شب برایمان آورده اند که قدرتیِ خدا پاشنه دارد از اینجا تا سقف!!  وقتی میپوشیم احساس خدای آسمانها به ما دست میدهد بسی زیاد!!تنها مشکلش این است که یک دوره آموزشی نگذاشتند که یاد بگیریم چه جوری باید با اینها راه رفت!از کاناپه مامان تا مبل تک نفره  (فکر کنم 5 قدمه)مثل این آهوان تازه پا به دنیا نهاده، لق لق خوردیم و اگر خداوند یارمان نبود با مخ روی زمین پخش بودیم بعله!

 +حالا چرا آهو؟اینهمه چهار پای تازه به دنیا آمده که لق لق میخورند!از لحاظ سطح خودشیفتگی لابد!!