یک به یک می آیند و آنچنان میگویند که قرار است به یکباره کلا همه چیز کن فیکون شود!

آخ آخ آخ فلانی ها را از دور خارج کرده اند قبلا؟؟!!! ای وای ای وای ما می آوریمشان داخل دور!!!!

از بس که ما ماه هستیم!!!البته قبل از اینکه"نشانده شویم"آنجا که قرار است!!

دارم هندوانه ی بیمزه تر از این طنز چند ساعته را به زور میدهم پایین!! لابد مجبورم!همانطور که مجبورم صدای این طنز را به لطف تعطیلی و بودن "د" در خانه تحمل کنم!

بعد آدمها به طور عجیبی فرشته وار حرف میزنند که دلم میخواهد باور کنم!

خوب است ما چیزی به نام حافظه داریم وگرنه از الان میرفتم درِ مدرسه ای، جایی... نوبت میگرفتم!

بعضیهایشان البته یک خودی هم نشان میدهند که نمیتوانند پنهانش کنند به هر حال ذات آدمی هر کاری اش بکنی پنهان شدنی نیست...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعد یکیشونم اون وسط هست انقدر شیک هی جای کلمات رو عوض میکنه فیلسوف وار میپرسه: به نظرتون اون بر این تاثیر داره یا این بر اون ....اون یکی کشته منو از اول این خنده بازار!

هیشکی هم ازش سوال نداره بنده خدا راحت میاد راحت میره!