در زندگی همه آدمها روزهایی هست که شروع یک رویاست

آغاز یک غرق شدن

غرق شدن در لحظه لحظه ی شیرینِ نوشیدن یک نگاه

اینکه آخر این اقیانوس تو را به کجا برساند مهم نباشد...بچه باشی ...بچه شوی ...نخواهی حتی به ساعت بعد فکر کنی

تشنه شوی با نوشیدن لاجرعه ای از حس خوب و گسِ وجود یک رویا

اینکه بخواهی بمانی یا نه،با تو نیست

در بند شده ای به بندِ خودخواسته ...

و این روزها چه پر تلاطم ات کرده اند تا به سر حد جنون و خطر..........