بعضی آدما خوبن
مث همون پیرمردی که امروز صبح به خاطر من مسیرشو عوض کرد تا منو جلوی در کلاس پیاده کنه و گفت:نه دخترم هوا خیلی سرده بذار من تا مقصد برسونمت!
بعضی آدما خوبن
مث همسایه طبقه ی بالا که همیشه بعد از دعوای ما بلافاصله نمیاد پایین میذاره یه دل سیر گریه کنم بعد به بهونه ی اوردن ترشی،شکلات یا حالا هرچی،میاد پایین و بدون اینکه به روش بیاره سعی میکنه آرومم کنه منو بخندونه و حالمو بهتر کنه
بعضی آدما خوبن
مث دوست مهربونی که صبح زود تو کلاس متوجه میشه یه غمی تو چشماته و واسه اینکه فکر نکنی تنهایی برات درد دل میکنه،ازت سوال نمیکنه ولی اخر حرفاش میگه منم خیلی درد کشیدم...
هنوزم بعضی آدما خوبن
مث اونایی که تا یه چند روز آنلاین نیستی برات پی ام میدن حالت خوبه؟همه چی مرتبه؟
بعضی آدما خوبن 
مث همون آقایی که وقتی دستات پره دخترک رو بغل میکنه از جوب ردش میکنه اصن صبر هم نمیکنه که ازش تشکر کنی
آره هنوز آدمای خوب هستن که باعث میشن آدم یادش بره 
که یه نفر به بهانه پرسیدن آدرس صدات میکنه بعد یه حرف زشت میزنه و پاشو میذاره رو گاز و می ره!
که یکی وقتی از پله های پل عابر میخوای بری بالا راهتو از قصد سد میکنه و شروع میکنه به اذیت
که یه آقایی میبینه تو تنهایی و توی اتوبان سخت ماشین گیر میاد ولی بدون توجه میپره سوار تاکسی میشه و پیروزمندانه میخنده...
هنوز بعضی ادما هستن که به خاطر وجودشون شهر کاملا سیاه و سفید نیست!
یه لبخندایی!یه محبتایی!یه نگاههایی هست که شهر رو رنگی میکنه!یه رنگ خوب !!آره هنوزم هستن کسایی که با دیدنشون یه لبخند گرم میاد و میشینه روی لبات...هستن هنوز...آره!