یه آدمایی خیلی خوبن!خیلی...
بعد اصلا خوب نیست که این آدما از کنارت برن، نتونی تند تند ببینیشون!نتونی هر وقت دلت از چیزی گرفت بری بشینی سیر تا پیاز همه چیزو براش بگی و اونم آرومت کنه!
حتی دیگه نتونید به احساسات مشترکتون بخندید یا از شباهتهاتون تعجب کنید! 
وقتی این آدما میخوان برن یه جای دور که دیگه شاید سالی یکبار هم نتونی ببینیشون یه چیزی تو دلت هری میریزه پایین!
چشمات خیس میشه!
یه دستی میاد گلوتو میچسبه نمیذاره نفس بکشی چه برسه به اینکه بتونی حرف بزنی...
بتونی بهش بگی داغونی...
وقتی میدونی داره به اجبار میره وقتی میدونی خوشحال نیست وقتی میشنوی میگه حالم بده...دلت مچاله میشه...
واسه همین الان پشت تلفن نه تونستم بگم دلم تنگ میشه نه تونستم بگم کاش میشد می موندی!فقط گفتم به سلامت !سفرت بی خطر!خداحافظ!
باقی حرفام دونه دونه از چشمام بی صدا چکید...
آدم خوبا نباید برن نباید دوربشن اینایی که جا می مونن خیلی داغون میشن خیلی..