از دلخوشیها 2!

لوله ی ریمل رو گرفته دستش ،میکشه پشت چشش میگه: میکاپ شدم!!خوشگل تر شدم؟!

**********

کفشای پاشنه بلندم رو پوشیده (همون کذایی ها)بعد میگه:الان  بزرگ شدم دیگه؟؟!میشه دیگه نرم مدرسه پیش تو بمونم تو خونه؟!! 

**********

دارم برای مامان تعریف میکنم که کیف "د"رو قایم کرده بود که سرکار نره با ایما و اشاره منو توی اتاق می کشونه و خیلی آروم میگه :ایشون جزء خانواده ی سه نفره ی ماست که تو داری براش همه چیز رو توضیح میدی؟؟!!!

**********

همه دور هم جمع شدیم و داریم حرف میزنیم یهو حوصله ش سر میره ومیاد بین ما به یه حالت تهدید آمیز میگه:من تصمیممو گرفتم !!!

همه مون شکل علامت سوال میشیم و زل میزنیم بهش 

رو میکنه به من و "د" میگه :من تنهام !یا واسم خواهر و برادر بگیرین یا حیوون !!!!

**********

خیلی وقت پیش عرقیجات گیاهی بنده رو پشت پنجره دیده بود و پرسیده بود در موردشون، منم اسمشونو بهش گفته بودم 

زل زده به شیشه ها و نگاه میکنه بعد یهو میپرسه:یعنی خیلی می دوند که اینهمه عرق میکنن بریزن تو شیشه؟؟؟!!!!

بنده دیگه تمایلی به خوردنشون ندارم البته!!!

 

 

 

 

 

/ 70 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریتا

وبلاگتون رو خیلی دوست داشتم. بیشتر پست هاتون رو خوندم. خوشحال می شم بهم سر بزنید.

گل حنا

ای جانم........ ای جانم..... اون قسمتی که تصمیمیشو گرفته بود خیلی باحال بود

niko

ay bisharaf bebin man basham michelonameha asab masab nadaram ke zaf mikonam

Headstrong

ای جان! چقد شیرینه ماشالا ! + ب انتقاداتت فک کردمُ درستشون کردم ؛ ممنون :)

مریمانه

ناااااااااااااز باشی خدا نگهش داره برات اخه ادم یه دونه از یانا داشته باشه دیگه از چی می تونه غصه دار بشه عسل ؟!!!

ابوالفضل

اصولا آدم های موفق کسایی اند ک فکر میکنن و تصمیم میگیرند و بقیه اجرا میکنن متوجه هستید ک؟[خنده] خدا بهتون ببخشه

شهرزاد

ای جونم. مثلا یه سری نعنا تصور کنیم در حال دویدن که بشن عرق نعنا. خیلی بانمکه ماشالا. از طرف من ببوس دختر گلتو که اینقدر شیرین زبونه[قهقهه][ماچ]

مامان سارا

فداش بشم با تصمی گیری اش اون تیکه جز خانواده سه نفری ماست هم باحال بود