روی تخت دراز کشیدم و جوکهای گروههای وایبرم را میخوانم ...عکسها را میبینم ...دخترکم آرام خوابیده ...

چراغ اتاق "د" هم خیلی وقت است که خاموش شده...حتما خوابیده ...

خیره شده ام به صفحه ی موبایلم اما ذهنم اینجا نیست ...هزار و یک جای دیگر است و لعنتی باید تک تک زوایا را بررسی کند انگار!

ویبره ی گوشی باعث میشود از فکر و خیال بیایم بیرون ...

پی ام داده که:عسل!بیداری؟

_بیدارم عزیزم چطوری؟چه خبر؟

_خوب نیستم عسل 

_چرا پس؟بابا من منتظر خوردن شیرینی بودم که!

_این یکی را هم رد کردم ...عسل دلم نلرزید...تو خوب میدونی دوست داشتن یعنی چی ...دوستش نداشتم ...تمام این شش ماه بررسی کردم و نشد...

_عیب نداره ...بالاخره میرسه اونی که بلرزونه دلتو دختر

_عسل صدای همه درومده ...میگن تکلیفت با خودت مشخص نیست!

_همه، همه چی میگن تو خودت باش ...کار خودنو بکن !

_عسل ...دوست داشتن خوبه نه؟

_دوست داشتن عالیه ...یکی میشه رنگ همه ی لحظه هات ...میشه اولویت ...میشه اونی که چشماتو میبندی چشماش میاد و هزار تا حرف ...وقتی تند تند قلبت میکوبه ...وقتی حاضری خطر کنی ...وقتی گرم میشه دلت ...وقتی حاضری برای آرامشش بگذاری و بگذری ...وقتی انقدر اذیت میشی که دلت میخواد فریاد بکشی و از زمین و زمان گلایه کنی تا میفهمی ممکنه دلخور بشه بغضتو قورت بدی و بخندی و بگی خوبم ...وقتی...

تازه متوجه شدم که دارم با هق هق تایپ میکنم ...

چقدر دلم دوست داشتن و دوست داشته شدن رو کم داشته این ده سال ...

اینکه یکی جواب سلامت رو با سلام عزیزم بده ...

اینکه هرازچندگاهی بهت بگه چقدر خوبی چقدر زیبایی چقدر دوست داشتنی هستی براش 

اینکه یادت بیاره چقدر میتونی مهربون باشی 

اینکه تا به یه مشکل بر بخوری دلش بلرزه و بخواد حل کنه مشکلتو 

اینکه بدونی یکی هست که کنارش امنی ...

چقدر نداشتم این حس امنیت رو ...چقدر ...

گاهی وقتها خیره بشه و از چشات بفهمه تو چته ...

اصلا همین که تو رو ببینه ...خودش خیلیه ...خیلی...

پهنای صورتم خیس شده از تک تک اینها ...

برام نوشته :عسل ...دعا کن بتونم دوست داشته باشم ...

_میرسه اونروز ...مطمئن باش...فقط یه چیزی رو یادت باشه ...دوست داشتن گاهی درد داره ...طاقت میخواد ...شبت به خیر...

_خوبی عسل؟احساس میکنم ناراحتت کردم

_نه عزیزم ...من خوبم ...

_شبت ب خیر ...

حالا من و حرفهایی که هرروز در دلم می ماند و حسرتهایی که خودشان را به بدترین شکل نمایش میدهند ...

حتی نفهمیدم که ساعت کی به 4 ضبح رسید و ...من خیره شدم ب روزهایی که بر من گذشت ...چشمهایم کم کم گرم میشوند ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+گاهی برخی اتفاقات در ظاهر فقط اتفاقند ...اما عمیقا تحقیر میکنند تک تک زوایای وجودت را ...آنجاست که یک نفس عمیق میکشی و میخواهی خودت را برداری و نجات دهی ...تو آدم حقارت نیستی ...

 

+این ک کامنت نمیگذارم معنایش این نیست ک نمیخوانمتان ...این روزها بدجور سکوت شده ام ... 

/ 27 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر خوب

دوست داشتن درد داره ! آره درد داره ... خیلی درد داره ... تا قبله دوس داشتن اصلا قلبم فشرده و جمع نمیشد .. اصلا درد نمیگرفت .. اصلا اینقدر گریه نمیکردم .. اصلا ... هیچی ... کاش منم سکوت شم ... خسته ام از این همه خوافشایی

nikou

asal jan mifahmamet zendegie por az sokot khafegi miare mesle man

رویای 58

هر چی آرزوی خوبه مال تو

...

خیلی زییا مینویسی عسل...یادم نیست چنددفعه این پستو خوندم ..هرباربیشترازدفعه قبل به دلم نشست میشه بپرسم چندسالگی عاشق شدی؟ 23 سالمه و هیچ زمان دوست نداشتم و هیچ زمانم دوست داشته نشدم حس میکنم الانم دیگه ازسن من واسه شروع یه عشق گذشته!گاهی واقعا دلم این حس نداشته رو میخواد الان دیگه نه ؟

نفیسه

سلام عسل جون از نوشته هایی که می نویسی می فهمم که دنیایی از غم را توی سینه ات حبس کردی و کسی از غم هایت خبر نداره عسل جون مواظب خودت باش مبادا غم هایت بر تو چیره شوند مواظب باش[گل][ماچ]

یه مرد

سلام تو یه کتاب (فکر کنم مردان مریخی زنان ونوسی) می خوندم خانوما دوس دارن تو مشکلات یکی باهاشون همدردی کنه و ولی مردا تو مشکلات دنبال راه حلند وقتی زنی ناراحت باشه اگه مردش بره اونجا راه حل بده حال زنش رو می گیره و اگر مردی ناراحت باشه و خانومش بره براش دلسوزی کنه خونش بجوش میاد اسم وبلاگتون من رو یاد این مطلب انداخت ولی در عین حال من می خام راه حل بدم امیدوارم از اون حال و هوای غم انگیز جدا شده باشید 1- خوشبختی به مقدار خیریست که ما داریم 2- در این دنیا راحتی وجود نداره 3- وفا کنیم و ملامت کنیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن

بهار

سلام عزيزم با تمام وجود درك مي كنم دقيقا شرايط مشابه شما رو دارم . لامپ اتاق د رو با تمام وجود مي فهمم . فقط يك فرق هست استقلال مالي . كاري كه بايد حتما از فكر به عمل تبديل كني . بهت قدرت ميده . هر چند از همين الان بگم خيلي سخته . موفق باشي

بهار

سلام عزيزم با تمام وجود درك مي كنم دقيقا شرايط مشابه شما رو دارم . لامپ اتاق د رو با تمام وجود مي فهمم . فقط يك فرق هست استقلال مالي . كاري كه بايد حتما از فكر به عمل تبديل كني . بهت قدرت ميده . هر چند از همين الان بگم خيلي سخته . موفق باشي

یه مرد

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود لیک به خون جگر شود همون نسخه دلارام رو اجرا کنید

...

چراهمه کامنت ها رو جواب نمیدین خانم عسل؟[ناراحت]