من هستم!

دیرزو تا وقتی برای تعیین سطح از در بیرون برم ،یکی دوباری تلفن کرد! تا به هر نحوی شده نذاره برم!منم خیلی جدی گفتم دارم کارامو انجام میدم و میرم!
وقتی برگشتم دوباره تلفن کرد و با یه لحن تمسخر آمیز پرسید:چی شد؟ترم اول؟
_نه!6ماه جلو افتادم یعنی ترم 5 تازه اونم فشرده میشه 6ماه اگر نه آموزش معمولی حدود یکسال جلو افتادم!
سکوت کرد!!!بعد از چند لحظه گفت:کاری نداری؟
خنده ای کردم و گفتم: من 4 ساله که یه کتاب انگلیسی هم نخوندم!
_من کار دارم خداحافظ!!!


با اینکه امرزو سر ثبت نام باز هم تحقیر شدم!باز هم مجبور شدم از "مرد" بشنوم که چون بی عرضه هستم! چون نمیتونم زرنگی کنم! قانون موسسه رو دورنزدم که تخفیف بگیرم!
مثل خیلی وقتای که متهم میشم اگه آشغال رو زمین نریزم،پس از مردم میترسم!
اگه بدون نوبت نمیرم جلو و به اونهمه آدمی که توی صف هستن تو هین نمیکنم دلیلش بی عرضگی منه!
مثل همه ی این وقتا که احترام به قانون و اصول هر چیز منو در نظرش متهم به ترسو،بزدل،بی عرضه و ناتوان بودن میکنه امروز هم متهم شدم اما با همه اینها شادم!شادم از اینکه به خودم ثابت کردم میتونم!
شادم از اینکه به خودم ثابت کردم من اگه بخوام به اهدافم میرسم و این مستلزم تائید کسی نیست!

خوشحالم!اصلا فکرشم نمیکردم بتونم اینهمه جلو بیفتم!درسته باتوجه به رشته م باید سطح بالاتری پذیرفته میشدم اما از وقتی ازدواج کردم فقط عملا به زور درس پاس کردم و روحیه ای برای ادامه ش نداشتم!بعد از اون هم که کلا بوسیدمش و گذاشتم کنار...

خدایا ازت ممنونم !مهربووووونِ من! دوسِت دارم خیلی خیلی زیااااد!بازم دستمو بگیر!هیچ وقت رهام نکن!همین...
 حالا هدف دارم!میخوام بایستم!میخوام باشم...میخوام اونروزو ببینم که روبروش می ایستم و بهش میگم دیگه تمومه!!هرچی دیدم و کشیدم بسه و....تموم!!!

/ 3 نظر / 12 بازدید
آنا

خوشحالم که خوشحالی

آرام

عزیزم خوشحالم که قدم برداشتی امیدوارم که موفق باشی راه سختیه ولی با ارزشه تو میتونی و هستی عزیزم برات دعا میکنم

زن کویر

خوشحالم که سرحالی توپ باش