توی وایبر که میزند :دارم نمونه کارهایت را میبینم و به جرات میگویم بهترین کاراموز من بودی تا حالا!! قند در دلم آب میشود 
اهل تعارف نیست اصلا... و بسیار رک حرف میزند همین باعث میشود که ذوق زده شوم وقتی میگوید کارم را تایید میکند ...

 دارم شادی اش را با میم قسمت میکنم که بین حرفهایمان میگوید:عسل!حتی یک روز هم تدریس نمیکنی؟(میداند که تدریس را دوست ندارم)

میپرسم: چطور؟

مینویسد:یک مدرسه هست توی بلوار... که نیاز به دو معلم هم رشته ی ما دارد بیا با هم قبول کنیم 

مردد میپرسم:کجاست؟

آدرس که میدهد میبینم نهایت تنبلیست اگر قبول نکنم آن هم یک روز در هفته

شب وقتی مقنعه ام را پیدا میکنم و جلوی آیینه می ایستم "د" میپرسد:چه خبره؟

_فردا میروم مدرسه برای تدریس

_تدریس؟

_بله یک مدرسه دخترانه اعلام نیاز کرده 

سکوت میکند ...و من میدانم که خواهم رفت 

فردای آن روز میروم و با دانش آموزها آشنا میشوم ...حسم بر خلاف آنچه فکر میکردم بسیار خوب است ...

و به این ترتیب قبل از اینکه بخواهم کار خودم را شروع کنم معلم بچه های 13 _14 ساله ای میشوم که باید یک سال تحصیلی را در کنارشان باشم 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+درزندگی همه ی ما خاطرات و احساساتی وجود دارد که محترم و دوست داشتنی اند ...کاش کاری نکنیم که این حس با فضاحت از بین برود!!!

+گاهی انسانهای دوست داشتنی و خوبی دور و برمان هستند که بر حسب بی دقتی نمیبینیمشان !به تجربه میگویم هر چند وقت یکبار آدمهای اطرافتان را چک کنید تا بعد از سالها به یکباره از اینکه این همه وقت افراد خوب را ندیده اید خودتان را سرزنش نکنید !!

+این روزها حال خوشی دارم ...پاییز امسال برایم هدیه های خوبی داشت :)

 

/ 39 نظر / 73 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویای 58

موفق باشی همکار عزیز

بانو سرن

تبریک می گم. الان دیگه میشه خانم معلم صداتون کرد!؟ چه عالی.

بهار

[قلب][گل]

مادر

عسل عزیزم سلام منو که یادته؟ هست؟ هنوزم میخونمت همیشه ولی کامنت گذاشتنم کم شده میدونم ...گاهی حرفی ندارم برا گفتن ولی امروز دارم...تبریک میگم عزیزم انشاله که شروع بسیار عالی باشه برا خودت و خونواده ات ..تبریک میگم عزیزم

یک دختر

سلام خوش به حال اون دانش آموزا که معلم خوبی مثل شما خواهند داشت[گل]

سرمه

تبریک میگم[گل]

خانوم

سلام و درود بر شما عسل عزیزم. مدتهاست میخوانمت و امروز فرصتی شد که دل به دریا بزنم من هم صفحه ای بگشایم و دردلی بنویسم از جنس همین حرفهای ناگفته ی شما و بقیه دوستان حرفهایی که باید زد و دفن کرد اما باید زد.. مشتاق نوشتنت هستم و خوشحال تر بابته تفکرت بابته درکت بابته صبرت بابته مهرت... امیدوارم ثانیه هایت هم طعم اسمت شود. در پناه حق . منتظر حضورت در پناه پیامی یا کلامی برای بهتر بودنم هستم. هرچند میدانم سرت شلوغ است و مخصوصا این روزها که دیگر باید خانوم معلم هم صدایت کنیم.با همه ی عشق دوستت دارم. و چشم به راهت . خوشحال میشوم اگر در کنار دوستانت مرا هم جای دهی و مفتخرم کنی . [گل]

نوا

چقدر عالی که تابستان به چنین پاییز خوبی رسیده موفق باشین

دختر خوب

خوشحالم از اومدن روزهای خوب ... امیدوارم خوبتر هم بشه ... تذکراتت به جا بود ...

شهرزاد

سلام عسل جونم. خیلی خوشحالم واسه این که جنگیدنت اینقدر خوب نتیجه داد. هزار بار تبریک میگم و واست آرزوی موفقیت می کنم. خوشحالم که همکارشدیم. مطمئنم معلم خیلی خوبی میشی[ماچ][گل]